تبلیغات
سکوت من... - 18


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












دقیقا یادم نمیاد از کی یعنی از چند سالگی دلم میخواست 18 سالم باشه...همیشه تو رابطه های مجازی اگه کسی ازم میپرسید چند سالته میگفتم 18..حس میکردم 18 سالگی خیلی بزرگه..خیلی خفنه! الان بالاخره 18 ساله میشم..یکی از آرزوهای بچگیم داره براورده میشه! قانونی شدن..اینکه دیگه خودم بعضی جاها قراره مسئول باشم واسم ی جوری ترسناک و عجیبه! نمیخوام 18 سالگیم خیلی خاص باشه..حتی تولد هم نمیگیرم..فقط میخوام خوب باشه..میخوام مثل حال این روزام اینقدر دلگیر نباشه..میخوام وقتی 19 ساله شدم دلم براش تنگ شه..میخوام وقتی بچه هام 18 ساله شدن یک لبخند بزنم و خاطرات خوبه 18 سالگیه خودمو مرور کنم..میخوام زرد نباشه..میخوام حالمو خوب کنه..نمیخوام بهم درس زندگی بده..میخوام توش نمیرم..میخوام توش زندگی کنم..

پ.ن: 17 خــــــــــــرداد. تولدم مبارکــــــــــ
پ.ن: دوباره باز به تو آروم میگم میخوام ساعت وایسه...
پ.ن:فصلا رد شدن و دستا سرد شدن .حرفا بد شدن و ظرفا پرت شدن!

نوشته شده در شنبه 16 خرداد 1394 ساعت 07:23 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net