تبلیغات
سکوت من... - ,,,


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












در ادامه  این روزایی که دارم میگذرونم یک جاده هست که میرسه به ی جنگل پر از درخت..درختایِ‌کاج بلند..مثل همون جاده جنگلی که باید از توش رد میشدم تا برسم به خونه تو! یادته صدای ضبط و زیاد میکردیم و با آهنگ میخوندیم و با سرعت از لاب لای درختا رد میشدیم؟؟ بعد با هم پیاده میشدیم میرفتیم تو خونه..مامانت نشسته بود و با خنده نگامون میکرد و میگفت : قهوه بدم؟؟ تو همیشه میگفتی نه! من همیشه میگفتم آره!

پ.ن: باش ب فکرم..منو فراموش نکن اصلا!‌


نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت 1394 ساعت 07:59 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net