تبلیغات
سکوت من... - تند نرو


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












چی شد که کاملا از علاقه هام فاصله گرفتم؟؟ واقعا چی شد؟؟ علاقه به نوشتن..علاقه به تاریخ و فلسفه...ادبیات... همه میدونستن که من چجور آدمیم ولی هیچکس متوجه دور شدنم از علایقم نشد.. تا اینکه دیشب ازم پرسید : سنا توکه عاشق نوشتن بودی...چرا دیگه نمینویسی؟؟ حیف نیست؟؟ بعد یهو انگار همه چی یادم اومد..یادم اومد که چقدر نوشته توی کمدم دارم که همش نیمه کاره مونده..یادم اومد چند تا شعر گفتم که هیچ وقت برای کسی نخوندموشون.. همینطوری نگاهم میکرد..دوباره پرسید: چی شد سنا؟ گفتم: ازش دور شدم..وقتشو نداشتم..بعدش کم کم هم خودم فراموش کردم..هم دیگران یادشون رفت.. شاید دوباره شروع کردم..شاید دوباره همون بشم..بعد یک لبخند بهم زد و مشغوله ور رفتن با موبایلش شد..

پ.ن:‌ ی جوری میدونم این شرایط نیست ابدی...
پ.ن: میخوام از تهِ دل داد بزنم با دردِ زیاد..این کارو نکن با من... صدام در نمیاد..

نوشته شده در جمعه 15 اسفند 1393 ساعت 01:49 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net