تبلیغات
سکوت من... - تکرار سختی هایم..


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












راستش رو بگم خیلی وقت بود که خیلی برای خودم نگران نشده بودم..هرچی که بود ناراحتی های زود گذر بود یا نگرانی واسه ی خانواده و اطرافیانم..اما متوجه چیزی تو خودم شدم که نگرانم کرده..بی دلیل نیست...وقتی که مطمئن شدم یک مشکلی هست اقدام کردم که بفهمم چیه..و فهمیدم..دلم میخواست حتی اگه مشکلی هست جزیی باشه..اما نبود...خیلی عمیق تر از چیزیه که به خودم انرژی مثبت بدم...واقعا کشش ندارم یه دوره درمان دیگه رو شروع کنم..واقعا خستم...

پ.ن: نگران بیست سالِ آینده...

نوشته شده در سه شنبه 21 بهمن 1393 ساعت 07:21 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net