تبلیغات
سکوت من... - take another walk out of Ure fake world


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












تو سالن انتظار فرودگاه وایساده بودیم داشتم مردم رو نگاه میکردم...همش به این فک میکردم که کدومشون اومدن استقبال. کدومشون مسافرن.کدومشون از سفر برگشتن. مامان هر چند دیقه یکبار یاد آوری میکرد : ..نشسته..الان تو سالن ترانزیتِ! نمیدونم چرا هی تکرار میکرد! همه میدونستیم. از هیجانش بود!
بر عکسِ همیشه که منم همش سرم میجنبید و دنبالِ پیدا کردنِش بودم..ایندفعه فقط چشمم به بُردِ پرواز بود... تو همه این پروازا آدمایی بودن با یک دنیا قصه پشتشون..تو همه این پروازا چند تا آدمِ عاشق هست..!

پ.ن: اگه دنیا تند رفتــــــــ... بگو جریمش کنیم! ( مرتبط با عکس! )‌




نوشته شده در دوشنبه 26 اسفند 1392 ساعت 10:53 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net