تبلیغات
سکوت من... - ببین غلط غلطه چه بخوای چه نخوای!


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












من نِشَسته بودم روی مبلِ جلوی تلویزیون و هر چند ثانیه یکبار فکرم میرفت سمتِ اس ام اس هایِ تلخی که با مخاطبِ خاصم ردوبدل کرده بودم! یک دردِ بدی میپیچید توی قفسه ی سینم. هی تا می آمدم فکر نکنم نمیشد..مادر از سرِکار آمد با توپِ پُر و شروع کرد به فحش دادن به زمانه و مردم و به قولِ شاهین ( هرچه بودو هست و نیست) ! خیلی حرف زد ولی من اصلا حواسم به دیالوگ هایش نبود..تا اینکه رسید به این جمله ( بهش گفتم خانم حسابی غلط غلطه چه بخوای چه نخوای)...بعد همش این جمله تو سرم تکرار میشد...هی تکرار میشد...هی تکرار میشد..!

پ.ن: کِی قرار است بخواهم؟؟؟ : )

نوشته شده در چهارشنبه 9 بهمن 1392 ساعت 11:13 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net