تبلیغات
سکوت من... - زمــــان...


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












برای قهقهه ای که در آغوش مردانه ات می زدم...

و قژقژی که در دلت می رفت...

برای لذت آن هم آغوشی که بوجود آورد مرا و شیطنت های خردسالی ام...

.برای نخستین کلام ام نخستین بابایی که گفتم...

برای لبخند و اشکی که از شوق نگاهت را خیساند!

برای شیرین زبانی ها برای زیبایی های کودکی ام و نوازش هایی که دیگرانم می کردند...

برای لطافت پوست تن من در آغوش زمخت تو...

برای لذت پدر شدن...

باید دوست بداری ام!

.برای بازی های نونهالی...

برای نمره های بیست ای که می گرفتم...

برای نخستین هدیه که خریدم...

برای نخستین سلام که می شنیدی از من و آن خستگی که از تنت افتاد!

برای لذتی که تو می بردی...

لذت پدر شدن!

باید دوست بداری ام!

.باید دوست بدارم ات،

برای لجبازی هایم در حسرت یک ویترین...

برای نافرمانی هایی که می کردم...

برای خشمم، برای طغیان نوجوانی ام و اعتراض به متولد بودن!

برای نفرت فرزند بودن...

باید دوست بدارم ات!

.برای پاسخ سلامی که نمی دادم،

هدیه ای که در روز پدر شدن نخریدم ات،

شکستن قلبت،و فریاد هایی که بر سرت زدم!

برای سرافکندگی هایی که بوجود آوردم ات!

توهین،

تشر،

تنفر...

که در تار و پود من نقش می بست!

برای خشم نگاهم و سردی نگاهی که همیشه در فکر من بود!

باید دوست بدارم ات!

.باید دوست بداریم

اگرچه هرگز به قدر کفایت نداشته ایم،

و روزی تقاص این نداشته ها را خواهیم داد،

همانگونه که همواره داده ایم!

.تقاص کمبودهایی که من داشته ام را تو خواهی داد،

تقاص اشک هایی که تو ریخته ای را من خواهم!

تقاص محبت هایی که تو نکرده ای،

و تقاص درکی که من نداشته ام!

تقاص زود عصبانی شدنت و دیر آمدن من!

اشک های شبانه ام از بی مهری های تو،

و نفرین های تو از ناله های من!

تقاص لجبازی های پدرانه ات را تو خواهی داد،

و تقاص گستاخی های کودکانه ام را من خواهم!

.ما

تقاص خواهیم داد،

همانگونه که همواره داده ایم،

هم تو

و هم من!

تقاص آن گونه که نبوده ای و من می خواستم ات،

و تقاص آنگونه که من بوده ام و تو نمی خواستی!

.ما تقاص خواهیم داد!

تقاص پدر شدن،

و فرزند بودن،

همانگونه که همواره داده ایم،

هم تو

و هم من!


نوشته شده در یکشنبه 2 تیر 1392 ساعت 07:59 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net