تبلیغات
سکوت من... - ببخشید انگاری اشتباه شد..!


سکوت من...



سَر گیجـــــــه تو رویــــــــــا,,,












یه قاب عکس کنج اتاقم...
چندتا شمع..با پاکت عقابم..
جز تو چیزی نمیاد به یادم...
آخه اینهمه بدی نمیاد به آدم...
حال داری کمی مرور کنیم با هم؟؟
پس بیا بزار مرور کنیم با غم..
برگردیم به چند سال قبل...با اینکه سخته واسه امثال من
زنگ زدی گفتی کافه ی قدیمی....
5 دیقه دیر کُنی کافیه نبینیم..
شُل شدم گفتم چی شده عشقم؟؟!
گفتی پشت تلفن بهتره قافیه نچینیم....
گفتی زوود بیا که کلی کار دارم
حرف زدی مثله کولیا با من...
یه جورایی به جنوون رسوندی تو منو
گفتی: بیا... منم رسوندم خودمو
گرفتی فنجونو با دو دستتو آروم میکردی پلکاتو بازو بسته
یادمه به فنجونه لب نمیزدیو واسه چند دیقه اصلا حرف نمیزدی
یهووو...ترکید بغزت آروم آروم..
میبارید از چشمت دیگه بارون خانوم...
شکستم دیگه آروم داغوون...وقتی دیدم میری توو با اوون
دوباره من وو غمه پاییز..دوباره مردی که سر حال نیست
دوباره من..دوباره غم..دوباره کم میارم از عشقی که دیگه سر پا نیست
XXXXXXXXXXXXXXX
از پشت شیشه دیدم واقعا رفتی...
تنهام گذاشتی منو با غم تو سختی...
فک میکردی واقعا سخت نیست؟؟؟
دِ لامصب چرا واقعا رفتی؟؟!
نمیدونم کدوم فصل سال بود..فقط میدونم گذشت و رفت 3 سال زود
از اون روز دیگه همیشه پاییزه...تنها غمته که بهم همیشه پا میده...
تو رفتیو رفت حسه با تو...اینجوری تموم شد آخر قصه با تو...
ببخشید انگاری اشتباه شد..
گرفتم گردن تنهایی اشتباتو
خوش میگذرونی شبو با اون و خوش میگذرونه واسم شب و بارون
مطمئنن یه روز میزارمت کنار...
گرفته جاتو الان یه پاکت سیگار...
بازم امشبم بیدار..بازم منو سیگار...بازم درو دیوارو تنهایی با گیتار...
بازم امشبم بی حال...باز امشبم بی عارر...بگو اصلا تو منو یادت میاد؟؟!
دوباره من وو غمه پاییز..دوباره مردی که سر حال نیست
دوباره من..دوباره غم..دوباره کم میارم از عشقی که دیگه سر پا نیست
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
الان چند سالیه میگذره و دیدمت تو پیاده روو..
کالسکه بود دستت کنارتم همون یاروو
خوش بودین و خرم و میخندیدین باهم
شما خرید بودین میرفتین پیاده راهو باهم...
کلاهمو میدم پایین نشناسی منوو
میدونم روی زندگیت حسابی حساسی الان...
بهتره نبینی منووو..نبینیم همووو..
نمیخوام ببینیم دیگه همدیگه روو...
هی زمان داره میره... منم یه پسر جوون که حسابی پیره
یه عاشق....از عشقش سیره
بله...تبریک..تو مامان شدی دیگه....!
دوباره من وو غمه پاییز..دوباره مردی که سر حال نیست
دوباره من..دوباره غم..دوباره کم میارم از عشقی که دیگه سر پا نیست






نوشته شده در دوشنبه 18 دی 1391 ساعت 07:58 ب.ظ توسط سنا !!! نظرات | |
طراح قالب وبلاگ Pichak.net